# شعر

شب ادامه دارد، باید بزنم بیرون!

سه روز و چهار شبِ کامل است که بنا به وعده‌ی واژه‌ها هیچ کاری نکرده‌ام. هنوز پُشتِ همین میزِ کهنه دارم در غیابِ زیباترین شاعران پیِ ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 45 بازدید

.:: زیر هشت ::.

چرا بعضی‌ها فرقِ میان کاه و کلمه را نمی‌فهمند؟بعضی‌ها با دهان‌شان حرف می‌زنند با دهان‌شان می‌بینند با دهان‌شان می‌شنوند با دهان‌شان می‌بلعند و با دهان‌شان بالا ... ادامه مطلب
/ 21 نظر / 25 بازدید

قمار بر سرِ قصیده‌ای که بعدها غزل از آب درآمد (سید علی صالحی)

من تنها پرستارِ بامداد و بنفشه بوده‌ام لیلاجِ به بارانْ باخته‌ی بی‌خیالی که از دغدغه‌ی دریاهای بی‌شماری ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 20 بازدید