.::آنکه دانست زبان بست، وانکه می گفت ندانست::.


+ خداحافظ ...

خداحافظ ...

 

حالا دیدارِ ما به نمی‌دانم آن کجای فراموشی 
دیدار ما اصلا به همان حوالی هر چه باداباد 
دیدار ما و دیدارِ دیگرانی که ما را ندیده‌اند. 
پس با هر کسی از کسان من از این ترانه‌ی محرمانه سخن مگوی 
نمی‌خواهم آزردگانِ ساده‌ی بی‌شام و بی‌چراغ 
از اندوهِ اوقات ما با خبر شوند!

 

.:: این وبلاگ دیگه به روز نمیشه ::.

 


نویسنده : امید ویسی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک